«آیا تا به حال احساس کردهاید که مثل یک ظرف سفالیِ شکستهاید؟»
خیلی از ما در نقطهای از زندگی تصور میکنیم دیگر برای تغییر دیر شده است؛ فکر میکنیم عادتهای بدمان مثل سیمان سفت شدهاند، توان یادگیریمان فروکش کرده یا زخمهای گذشته، ما را برای همیشه معیوب و ناکارآمد باقی گذاشتهاند. اما علم عصبشناسی مدرن و یک هنر باستانی ژاپنی، دست در دست هم دادهاند تا به ما ثابت کنند که «هیچ شکستی پایان کار نیست.»
در این اپیزود از پادکست، سفرمان را از دربار شوگونهای ژاپن در قرن پانزدهم و داستان تولد هنر شگفتانگیز «کینتسوگی» (هنر ترمیم سفال با طلای مایع) آغاز میکنیم. هنری که به ما یاد میدهد چرا نباید ترکها و نقصهایمان را پنهان کنیم، بلکه باید آنها را به درخشانترین بخش از هویتمان تبدیل کنیم.
سپس با قطار علم، به اعماق شگفتانگیزترین و پویاترین اندام بدن یعنی مغز سفر میکنیم تا با معجزه «نوروپلاستیسیتی» یا انعطافپذیری عصبی آشنا شویم. با هم تصویر زیبایی از یک جنگل بکر را تجسم میکنیم و یاد میگیریم که چطور با تمرین، ممارست و صبوری، جادههای قدیمی و آسفالتِ عادتهای مخرب را رها کنیم و راههای جدیدی در مغزمان بسازیم.
در این اپیزود چه چیزهایی میشنوید؟
- داستان تاریخی و فلسفه پشت هنر زیبای کینتسوگی ژاپنی.
- تعریف علمی و سادهی نوروپلاستیسیتی (انعطافپذیری مغز) به زبان استعاره.
- چگونه تکرار یک رفتار، مسیرهای فیزیکی مغز ما را تغییر میدهد؟
- چرا ذهن ما تفاوت میان مهارتهای فیزیکی و عواطف (مثل دوست داشتن خود) را نمیداند؟
- چگونه با خودمان در مسیر تغییر عادتها صبور و مهربان باشیم.
یادتان باشد: ذهن شما یک کامپیوتر خشک و ازپیشبرنامهنویسیشده نیست؛ ذهن شما یک بوم نقاشی پویا و یک کاسه سفالی ارزشمند است که منتظر رگههای طلای شماست. شما صنعتگر ماهری هستید که میتوانید از هر شکستگی، یک شاهکار بینظیر بسازید.
این اپیزود را بشنوید، به جنگل ذهنتان سفر کنید و آن را با کسانی که در مسیر تغییر و بهبودی هستند به اشتراک بگذارید.

دیدگاهها
کاسه یوشیماسا: برای آشتی با زخمها
آیا این اپیزود را به دیگران پیشنهاد میکنید؟
هنوز دیدگاهی نیست. گفتگو را شروع کنید.